اشک های پشیمانی قاتل هفده ساله در دادسرا

اشک های پشیمانی قاتل هفده ساله در دادسرا

اشک های پشیمانی قاتل هفده ساله در دادسرا؛ پسر هفده ساله ای که مزاحم خواهرش را با یک ضربه چاقو به قتل رسانده بود، دیروز در جلسه تحقیق اظهار پشیمانی کرد و گفت که هرگز تصور نمی‌کرده دست به جنایت بزند.

این درگیری مرگبار ساعت۲۲ دوشنبه‌شب در جنوب تهران رخ داد و مأموران کلانتری۱۵۹ بی‌سیم برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند. قربانی پسر ۲۴ساله‌ای بود که با یک ضربه چاقو به قتل رسیده بود.

به‌گفته شاهدان، عامل جنایت یکی از ساکنان محل بوده که پس از قتل، فرار کرده بود. در چنین شرایطی گزارش این قتل در اختیار قاضی ایلخانی بازپرس جنایی تهران قرار گرفت و او در صحنه جنایت حضور یافت. وقتی هویت متهم فراری مشخص شد، قاضی جنایی به همراه تیم تجسس راهی محل زندگی او شد اما پسر نوجوان فرار کرده و از ترسش به خانه نرفته بود. تیم جنایی در تجسس‌های شبانه به خانه چند نفر از دوستان قاتل که احتمال می‌دادند وی در آنجا مخفی شده باشد رفتند تا اینکه سرانجام او را پیدا کردند. متهم با دیدن مأموران از ترس به پشت‌بام خانه دوستش فرار کرد اما در نهایت توسط کارآگاهان دستگیر شد.

متهم دیروز برای انجام تحقیقات به شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد. از آنجا که سن او زیر ۱۸سال است، قاضی جنایی پرونده را به دادسرای اطفال فرستاد اما پیش از آن متهم در گفت‌وگو با همشهری به بیان جزئیات حادثه پرداخت.

  • چند سال داری؟

متولد ۷۸هستم. هفده ساله‌ام.

  • انگیزه‌ات از جنایت چه بود؟

من نمی‌خواستم کسی را بکشم. باور کنید از شدت عصبانیت به سراغش رفتم تا به او تذکر بدهم که مزاحم خواهرم نشود. او ۳بار جلوی خواهر ۱۵ساله‌ام را در راه مدرسه گرفته بود و می‌خواست شماره او را بگیرد. خواهر من اصلا موبایل ندارد و بارها از او خواسته بود مزاحمش نشود اما مقتول دست بردار نبود. من از بچه‌های محل شنیدم که او مزاحم خواهرم می‌شود. ۲بار به او تذکر دادم و حتی با هم دست به یقه شدیم. به‌خاطر هیکل درشتی که داشت همه در محل از او حساب می‌بردند. بارها از او کتک خوردم و آن شب هم اصلا نمی‌خواستم او را بکشم اما همه‌‌چیز در یک لحظه اتفاق افتاد.

  • از شب حادثه بگو؟

آن شب از سرکار به خانه برگشتم و دیدم خواهرم به‌شدت ناراحت است. وقتی از او پرسیدم چه شده؟ گفت باز مقتول برایش مزاحمت ایجاد کرده است. او تنها خواهر من است و پدرم هم به‌دلیل اعتیاد و مریضی‌اش حال و روز خوبی ندارد. من بچه بزرگ خانواده هستم. این را که شنیدم عصبی شدم.

از خانه بیرون رفتم و با دوستم در پارک مقداری مشروب خوردم. پس از آن به سراغ مقتول رفتم که سرکوچه با دوستانش ایستاده بود. به او گفتم چرا مزاحم خواهرم شدی و باز همان حرف‌های قبلی را تکرار کرد و گفت همه از او حساب می‌برند و او به هرچه می‌خواهد می‌رسد.

باهم دست به یقه شدیم. دوستش هم یک چاقو دستش بود که در یک لحظه چاقو را از دستش کشیدم و دست دوستش به‌شدت زخمی شد. همان لحظه مقتول مرا روی زمین انداخت و شروع کرد به کتک زدن من. در آن لحظه برای اینکه از دست او خلاص شوم ضربه‌ای به کتفش زدم و بعد فرار کردم. اصلا نمی‌خواستم او را به قتل برسانم.

(با گریه) من فکر نمی‌کردم با آن یک ضربه زندگیش تمام می‌شود. امروز صبح در اداره آگاهی متوجه شدم که فوت شده و حالا من در برابر اتهام قتل قرار گرفته‌ام و شنیده‌ام که مادرم از وقتی متوجه شده دارد دق می‌کند.

  • بعد از قتل چه کردی؟

به خانه دوستم رفتم تا با او قلیان بکشم. حتی ماجرای درگیری را هم به او نگفتم تا اینکه ناگهان پلیس رسید و من از ترسم به پشت‌بام فرار کردم تا اینکه گیر افتادم.

  • سابقه داری؟

۲سال پیش به اتهام آزار و اذیت پسری دستگیر شدم و ۲‌ماه در کانون اصلاح و تربیت زندانی بودم اما پس از بررسی‌ها مشخص شد که بیگناهم و آزادم کردند.

همشهری آنلاین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *