قتل, پایان اختلاف ۲ بچه محل

قتل, پایان اختلاف ۲ بچه محل

اختلاف و درگیری با قمه دو بچه محل در ستارخان تهران سبب شدکه یکی از آنها پشت فرمان اتومبیلش جان خود را ازدست بدهد و دیگری روی تخت بیمارستان به اتهام قتل بازداشت شود.‏

سرهنگ یاراحمدی سرپرست پلیس آگاهی تهران بزرگ درتوضیح این پرونده گفت: رانندگان خودروهای عبوری در خیابان آزادی نرسیده به میدان آزادی به توقف یک خودرو پژو ۲۰۷ مشکی در وسط خیابان اعتراض کردند ؛ در ادامه با مراجعه چند تن از رانندگان به خودرو ۲۰۷ جهت بررسی علت توقف خودرو مذکور، با پیکرراننده خون آلودی مواجه شدند که گویا لباس‌هایش در یک نزاع و درگیری پاره شده بود. موضوع به پلیس ۱۱۰ و اورژانس اعلام شد ومأموران کلانتری ۱۱۸ ستارخان و تیم اورژانس در محل حضور یافتند و همزمان با انتقال راننده پژو۲۰۷ به بیمارستان، به مأموران اعلام شد که او بر اثر شدت جراحات و خونریزی شدید فوت کرده است.
وی اضافه کرد: کارآگاهان پس از شناسایی هویت مقتول به نام «امیر. خ» ( ۳۰ ساله )، با توجه به شواهد موجود از درگیری منجر به قتل و در بررسی سوابق پلیس ۱۱۰ اطلاع پیدا کردند که پیش از فوت امیر در پشت فرمان خودرو ۲۰۷، وقوع یک فقره درگیری در خیابان حبیب اللهی به پلیس ۱۱۰ اعلام شده بود.
کارآگاهان با مراجعه به محل درگیری در یک سوپرمارکت در خیابان حبیب‌اللهی، با بررسی تصویر به دست آمده از دوربین‌های مداربسته سوپرمارکت، کارآگاهان اقدام به شناسایی خودرو پژو ۴۰۵ و در ادامه مالک خودرو به نام شهرام (‌۳۰ ساله ) کردند و در مراجعه به محل سکونت شهرام در خیابان حبیب اللهی اطلاع پیدا کردند که او به بیمارستان منتقل شده است. وی اضافه کرد: کارآگاهان دربیمارستان مطلع شدند پس از انجام اقدامات درمانی روی شهرام، طبق نظر تیم درمانی مشخص شد که او از ناحیه سر، پهلو، ران پا و دستان دچار جراحات شدید ناشی از اصابت جسم تیز شده به گونه‌ای که بر اثر شدت ضربات وارده، یکی از انگشتان دستش نیز قطع شده است.
شهرام دربازجویی به درگیری با امیر اعتراف کرد و گفت: من و امیر، هر دو بچه‌های یک محل هستیم و از چندی پیش با یکدیگر اختلاف پیدا کرده بودیم و چند بار برای یکدیگر پیغام و خط و نشان کشیده بودیم و همین موضوع انگیزه درگیری من و امیر شد. داخل سوپر مارکت بودم که امیر با یک قمه وارد سوپرمارکت شد و بدون هیچ صحبتی چند ضربه به من زد اماوقتی قصد خارج شدن از آنجا را داشت قمه افتاد و من هم با برداشتن آن چند ضربه به او زدم وبعد هردوسوار اتومبیل‌هایمان شدیم وخبراز او ندارم ‏‎.‎

منبع: روزنامه اطلاعات

لینک کوتاه این پست: http://www.rasyar.com/?p=19296

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *