قتل پدر با آمپول هوا

قتل پدر با آمپول هوا

قتل پدر با آمپول هوا- پسری که متهم است با همدستی مادرش پدر خود را با ضربه‌های دمبل و تزریق آمپول هوا به قتل رسانده است در جلسه دادگاه ادعای بی‌گناهی کرد. او پیش از این در بازجویی‌ها، جزئیات قتل را در ۱۱ صفحه نوشته و امضا کرده بود. مادر او نیز روش مشابه در پیش گرفته و تمام اعترافات قبلی خود را انکار کرده است.

جام جم: یکم شهریور ۹۴، جسد مردی میانسال در خانه‌اش در پیشوای ورامین پیدا شد. پسر و همسر او ابتدا قتل را گردن برادران مقتول انداختند اما پسر خانواده پس از مدتی به قتل پدرش اعتراف کرد و گفت:

«پدرم دو سالی می‌شد که سر کار نمی‌رفت. مادرم از رفتارهای او خسته شده بود؛ برای همین وسایل قتل را فراهم کرد و از من کمک خواست. روز حادثه، شام خوردیم و پدرم به اتاق خوابش رفت. حدود ساعت ۵صبح، همراه مادرم به اتاق خواب پدرم رفتم و با دمبل، چند ضربه به سرش زدم. قطرات خون روی عینک و لباسم پاشیده بود. مادرم پاهای پدرم را بست اما گفت می‌ترسد او هنوز زنده باشد. به پیشنهاد او، آمپول هوا را گرفتم و هفت، هشت بار به پشت و کنار قلب پدرم زدم. مادرم می‌گفت وقتی زیر خاک برود، خیالش راحت می‌شود. او زیر پایم نشست و مجبورم کرد این کار را انجام بدهم.»

همسر مقتول نیز پس از آگاهی از اظهارات پسرش، به معاونت در قتل اعتراف کرد و گفت:

«مرگ مقتول را از خدا می‌خواستم. وسایل قتل را تهیه کردم و به پسرم دادم. وقتی مقتول روی تخت افتاده بود می‌خواستم روی صورتش اسید بریزم اما منصرف شدم.»
به این ترتیب پرونده برای صدور حکم در اختیار شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربان‌زاده قرار گرفت. در ابتدای جلسه دیروز، اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس پسر ۲۵ ساله در جایگاه ایستاد و با انکار اعترافات قبلی‌اش گفت:

«من هیچ نقشی در قتل پدرم نداشتم. ما با هم خوب بودیم و دلیلی نداشت او را بکشم. اعترافات قبلی من همه پرونده‌سازی است.»

این ادعا در حالی است که او پیش از این صحنه قتل را بازسازی کرده و محل نگهداری وسایل قتل در زیر تخت را به پلیس نشان داده بود.
همچنین همسر مقتول نیز خود را بی‌گناه دانست و گفت:

«۲۴ سال با همسرم زندگی کردم. با این که دست بزن نداشت، اما رفتارهای توهمی از خود نشان می‌داد. به همه گفته بود می‌خواهد پسرم را به خارج بفرستد تا پزشکی بخواند. از این طریق چند میلیون تومان از دیگران پول گرفته بود اما به من نمی‌گفت با این پول‌ها چه کار می‌کند. او می‌خواست ما را آواره کند و حتی چند بار هم پسرم را به قتل تهدید کرده بود. با همه اینها دلیلی وجود نداشت بخواهم او را بکشم.»

سپس یکی از اهالی پیشوا به عنوان شاهد گفت:

«مقتول چند سری مبالغ ۳۰ تا۴۰میلیون تومان از من گرفته بود تا به پسرش بدهد. او به اهالی پیشوا گفته بود پسرش نخبه اول کشور است و می‌خواهد او را به خارج بفرستد.»
در پایان دادگاه قضات برای صدور رای وارد شور شدند.

لینک کوتاه این پست: http://www.rasyar.com/?p=12691

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *