زبان ایموجی ها !

زبان ایموجی ها !

زبان ایموجی ها ! ایموجی ها یا همان شکلک‌های زردرنگ پر از افه و احساس، این روزها به پایه اصلی ارتباطات ما تبدیل شده‌اند و حالا دیگر خستگی و بیماری و اشک و ‌آه، به فاصله لمس یک انگشت خیلی زودتر از آنکه به زبان بیاوریم‌شان منتقل می‌شوند.

 حالا دیگر گفت‌وگو‌های دور و نزدیک با تن و ریتمی یکسان منتقل می‌شود؛ با یک صورتک پر از احساس یا بی‌احساس که الصاقش می‌کنیم به حرف‌هایمان و همین گفت‌وگوهای روزمره تکراری … و حالمان را بی‌واسطه منتقل می‌کنیم. حالا سؤال اصلی اینجاست که چقدر این ایموجی ها دربردارنده احساسات واقعی هستند و تا چه حد باعث ایجاد انتقال معنا یا حتی سوءتفاهم می‌شوند؟ یا اصلا این ایموجی ها و شکلک‌های مجازی، تأثیری در ارتباطات و از همه مهم‌تر زبان ما دارند و می‌توان ایموجی ها را یکی از عوامل زوال زبان در درازمدت دانست؟ آیا وقتی از دنیای ایموجی ها و زبانی که آنها در گستره جهان به‌وجود آورده‌اند حرف می‌زنیم درباره گفتمان جدیدی در عرصه ارتباطات کلامی بشر حرف می‌زنیم؟ دراین باره با دکتر علی‌اصغر سلطانی، زبان‌شناس و دانشیار دانشگاه باقرالعلوم که پژوهش‌های او عمدتا در حوزه تحلیل گفتمان است، صحبت کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

  • زبان ایموجی سریع‌ترین رشد را در میان زبان‌های جهان، به‌خصوص در ایران داشته است. این اتفاق چه معنایی برای آینده زبان و ارتباطات در دنیا دارد؟

پیش از پاسخ دادن به این پرسش مایلم تعریفی کوتاه از ایموجی ارائه کنم. به لحاظ لغوی ایموجی کلمه‌ای ژاپنی است که از دو جزء «ای» و «موجی» تشکیل شده است. «ای» به‌معنای تصویر و «موجی» به‌معنای کلمه است. بنابراین ایموجی نوعی کلمه تصویری است که ابتدا در ارتباطات الکترونیکی در فضای مجازی ژاپن استفاده شده و بعد به سرعت گسترش پیدا کرده است. ایموجی در واقع نسل بعدی ایموتیکون‌ها هستند که با استفاده از صفحه کلید و به‌صورت اشکالی مثل لبخند، خشم، شادی و… درست می‌شوند.

اما چرا استفاده از ایموجی ها ناگهان اینقدر گسترش پیدا کرده است؟ اگر بافت را از زبان بشری بگیرید می‌شود گفت که بخش عمده‌ای از معنا انتقال پیدا نمی‌کند زیرا خود زبان به تنهایی امکان انتقال کامل پیام را ندارد و به‌نظرم علت بسیاری از مشکلاتی که در جوامع بشری وجود دارد همین ناتوانی زبان برای انتقال کامل پیام است. اما بافتی که مثلا یک گفت‌وگو در آن روی می‌دهد تا حد زیادی به کمک زبان می‌آید و بخشی از مشکل را حل می‌کند. فرض کنید در یک گفت‌وگوی رودررو که طرفین مقابل هم ایستاده‌اند بخش مهمی از ارتباط از طریق « بافت وقوع گفت‌وگو »که زبان بدن یکی از عناصر آن است صورت می‌گیرد. شما با دیدن صورت و چشمان و وضعیت کلی بدن فرد، معانی‌ای را دریافت می‌کنید که مکمل معنایی است که از طریق زبان انتقال داده می‌شود؛ مثلا درنظر بگیرید که دوستی در گفت‌وگوی تلگرامی برایتان بنویسد «دارم می‌رم». شما نمی‌دانید از رفتن خوشحال است یا ناراحت. اما اگر یک ایموجی شاد یا غمگین هم همراه این نوشته بفرستد در واقع احساسش را هم بیان کرده است و شما درک بهتری از جمله‌اش خواهید داشت.

ولی در گفت‌وگوهایی که به‌خاطر پیشرفت فناوری امکان آن امروزه فراهم شده است، مانند گفت‌وگوهای تلگرامی، اینستاگرامی و… بخش مهمی از عناصر معناساز در مقایسه با یک گفت‌وگوی عادی حذف شده‌اند؛ ازجمله صدای گوینده، شکل صورت و چشمانش و وضعیت بدنش. در چنین وضعیتی که گفت‌وگو به‌صورت نوشتاری در‌می‌آید امکان سوءتفاهم بسیار بیشتر است. شاید برای برآورده کردن این نیاز بوده که نوعی شبیه‌سازی‌ بین گفت‌وگوهای الکترونیک و گفت‌وگوهای معمولی صورت گرفته است و علاوه بر نظام نشانه‌ای نوشتاری، نوعی نظام نشانه‌ای تصویری هم به گفت‌وگو افزوده شده است تا ارتباط بهتر صورت بگیرد که شاید هم بتوان این نشانه‌های تصویری را به‌عنوان شکل جدید نوشتار تلقی کرد.

  • این وضعیت پیامدهایی برای شکل نوشتاری زبان دارد؟

قطعا. زبان نوشتاری‌ای که از پیدایش صنعت چاپ تاکنون شکل رسمی و ویژه خود را حفظ کرده بوده شدیدا دچار تغییر خواهد شد. لازم به ذکر است که پیش از این نیز ما از تصاویر و اشکال به‌صورت‌های مختلف در کنار نوشتار بهره می‌بردیم؛ امری که بسیار قدیمی است و اشکال جدید آن شامل استفاده از گراف‌ها و نمودارها در متون علمی است اما پدیده ایموجی این نوع استفاده را به زندگی روزمره مردم کشانده است و چه بسا در آینده ببینید رمان‌نویسانی که در نوشتار خود از ایموجی و چیزهایی شبیه آن استفاده می‌کنند. این به آن معناست که نظام نشانه‌ای نوشتار دچار یک تغییر و شیفت پارادایمی خواهد شد.

  • زبانی که ما در زندگی روزمره به‌کار می‌گیریم هر واژه‌اش حاصل انباشت تجربه و فرهنگ چندصدساله است اما وقتی در یک مکالمه به جای کلمات یک ایموجی لبخند یا چشمک می‌فرستیم، این کلمات را به حاشیه می‌رانیم. آیا در درازمدت با زوال زبان مواجه خواهیم شد؟

راستش من خیلی بدبین نیستم. استفاده از ایموجی ها در اصل برای کاستن از سوءتفاهم و کمک به ارتباط نوشتاری در گفت‌وگوهای الکترونیک بوده و ممکن است حداکثر در اشکال دیگر نوشتار مانند داستان‌نویسی و… هم رسوخ پیدا کند ولی به‌معنای به حاشیه راندن کامل زبان نیست. هیچ‌چیز نمی‌تواند جای زبان را بگیرد. زبان پویاست و متناسب با نیازهای ما تحول پیدا می‌کند و این تغییر و تحول زبان را نباید به‌معنای به حاشیه رفتن و نابودی زبان تلقی کنیم.

  • سال ۲۰۱۵ مؤسسه فرهنگ لغت آکسفورد برای نخستین‌بار در تاریخ خود، اسمایل خنده را به‌عنوان لغت سال انتخاب و به مجموعه لغاتش اضافه کرد. آیا می‌توان از این اتفاق و گشاده‌رویی نویسندگان فرهنگ لغت آکسفورد، اینگونه نتیجه گرفت که ایموجی ها نه‌تنها جای کلمات را تنگ نکرده‌اند بلکه به غنای زبانی ما کمک می‌کنند؛ به‌طوری که حتی می‌توان برخی از آنها را در کنار میلیون‌ها لغت دیگر نشاند؟

مارسل دنسی کتابی دارد با عنوان «نشانه شناسی ایموجی» که در ابتدای کتاب از قول وب سایت مؤسسه آکسفورد علت این انتخاب را توضیح می‌دهد: «اول به‌علت کثرت کاربرد این ایموجی ها در سال‌های اخیر و دوم به‌دلیل گسترش ارتباطات مجازی در این زمان». همانطوری که در پاسخ به سؤال قبلی هم عرض کردم نمی‌توان با این تغییرات مقابله کرد بلکه باید آن را پذیرفت و حداکثر بومی کرد. این اتفاقی است که هم‌اکنون به‌صورت طبیعی در فضای مجازی ما افتاده است و بسیاری از استیکرهای بومی و حتی محلی و استانی در ایران تولید شده‌اند.

  • شما جایی نوشته بودید حیوانات تنها موجوداتی هستند که امکان درک مستقیم هستی را دارند؛ چون زبان بشری مانع فهم‌شان نیست. آیا به راستی زبان بشری مانع فهم هستی است؟ با این تفسیر می‌شود گفت که ایموجی ها یا جهان نمادها به ما کمک می‌کنند تا معنا را بهتر و بی‌واسطه‌تر درک کنیم؟

بله زبان بشری ساختارهایی را بر ذهن بشر به لحاظ شناختی تحمیل می‌کنند که امکان شناخت و درک معنای هستی و به تبع آن امکان تبادل معنا و ارتباط را بسیار با مشکل مواجه می‌سازند. این نکته را هم کاملا درست گفتید که ایموجی ها که براساس طبقه‌بندی پرسی نوعی نشانه تصویرگونه یا شمایلی به‌حساب می‌آیند و در حد خود، معنا را مستقیم‌تر انتقال می‌دهند و جهانی‌تر هستند؛ زیرا اگرچه زبان بدن ابعاد فرهنگی و بومی هم دارد تا حد زیادی جهانی است و از محدودیت‌های زبان‌های بشری دور است.

  • استفاده از ایموجی ها به پدیده‌ای جهانی تبدیل شده است. در سال ۲۰۱۵، هر روز بیش از ۶ میلیارد ایموجی توسط ۹۰ درصد جمعیت آنلاین جهان فرستاده شده است. امروزه این شکلک‌ها حتی فراگیرتر از زبان انگلیسی شده‌اند. می‌توان از زبان بین‌المللی جدیدی که توسط ایموجی ها ساخته شده صحبت کرد؟

بله همانطور که در سؤال قبلی اشاره کردم ایموجی ها نوعی زبان بین‌المللی به‌حساب می‌آیند و یکی از علت‌های کثرت کاربرد آنها هم همین است. دنسی در کتاب نشانه‌شناسی ایموجی سعی کرده است به ابعاد معناشناختی، توانشی، کاربردشناختی و ساختاری ایموجی ها بپردازد و قائل به این است که خود این ایموجی ها، از یک دستور زبان ویژه برخوردار هستند! بنابراین می‌شود با زبان ایموجی صحبت کرد اما باید بدانیم که این زبان به تنهایی قابلیت ارتباطی ضعیفی دارد و تنها در کنار زبان عادی به‌عنوان مکمل می‌تواند به‌کار برود.

  • زندگی روزمره ما پر از تعاملات زبانی است. هر کجا یکدیگر را می‌بینیم، درددل‌ها و مکالمات رسمی و غیررسمی ما بر بستری از زبان شکل می‌گیرند. به‌نظر شما آیا این آینده را می‌توان متصور بود که روزی پای این ایموجی ها که فضای مکالمات آنلاین ما را پر کرده است، به فضای آفلاین هم باز شود؟

این پیش‌بینی خیلی افراطی است. ممکن است در فضاهای آفلاینی مانند داستان‌نویسی رسوخ کند اما اینکه در تبادلات رودررو هم به‌کار برود دور از ذهن است. اما نکته جالبی که اینجا وجود دارد این است که کثرت کاربرد این ایموجی ها ممکن است اثرات شناختی بر ما داشته باشند؛ یعنی اینکه مثلا اشکال خاص شادی کردن یا غمگین‌بودن را بر ذهن ما تحمیل کنند. در اینجا منظورم صرفا ایموجی ها نیستند و باید اشکال دیگر ارتباطات بصری را هم لحاظ کنیم؛ یعنی وقتی درنظر بگیریم که هر روز هر فرد تعداد زیادی استیکر یا ایموجی را می‌بیند که شیوه خاصی از بروز احساس شادی یا غم را بازنمایی می‌کنند، این بازنمایی ممکن است اثرات شناختی بر فرد بگذارد و آن شیوه خاص بازنمایی احساس توسط استیکرها در ذهن فرد نهادینه شود؛ این جای مطالعه و تحقیق دارد.

  • از منظر ارتباطاتی، بیشتر فضای ارتباطات کلامی ما را اشاره‌های غیرکلامی تشکیل داده‌اند؛ میمیک صورت، حالات بدن و زیر و بمی صدا و… . حضور این قلب‌های سرخ و لبخندهای از ته دل که در یک وضعیت خاص، فریز شده هستند و هیچ کدام از این اشاره‌ها را با خود ندارند به‌نظر بسیار مصنوعی و بی‌روح می‌آید. با این حال چطور توانسته‌اند چنین سیطره‌ای داشته باشند و محبوب شوند؟

در یک ارتباط کلامی رو در رو شما از چندین نظام نشانه‌ای به‌طور همزمان بهره می‌گیرید. از نظام نشانه‌ای زبان که خود شامل کلمات و معانی صریح و ضمنی آنهاست و همراه با آن اشکال، ادای صوتی کلمات که معانی زیادی را حمل می‌کنند. در کنار اینها نه‌تنها آنچه می‌شنوید بلکه آنچه می‌بینید که شامل زبان بدن طرف مقابل، شکل لباس و آرایش‌اش، اشیای پیرامون و… همه با هم در جریان ارتباط به‌عنوان رسانه‌های انتقال معنا عمل می‌کنند و مکمل هم هستند. ارتباط در فضای مجازی فقط نوعی شبیه‌سازی‌ بسیار ساده شده از یک ارتباط کلامی واقعی خیلی پیچیده است و قطعا نمی‌تواند جای آن را پر کند. اما با این حال هرچند ساده‌تر از ارتباط رودررو هستند‌اما بله بسیار محبوب هستند چونکه این شکلک‌های بامزه به ما کمک می‌کنند رک باشیم و ابهام را از بین ببریم.

  • انسان‌های اولیه با نمادها با هم صحبت می‌کردند. الان هم گویی داریم به دوران قبل برمی‌گردیم و با زبان شکلک‌ها و نمادها صحبت می‌کنیم؛ نظر شما چیست؟

اگر تقسیم‌بندی سه‌گانه پرس از نشانه‌ها را مدنظر قرار بدهیم که نشانه‌ها را به نشانه‌های تصویرگونه یا شمایلی، نشانه‌های نمایه‌ای و نشانه‌های نمادین تقسیم می‌کرد، انسان تا آنجا که تاریخ نشان می‌دهد همزمان از همه این نشانه‌ها استفاده می‌کرده است. در واقع نمی‌توان گفت که انسان‌های اولیه صرفا از نمادها استفاده می‌کردند. اما استفاده از هر کدام از آنها شدت و ضعف داشته است. به‌طور کلی به‌علت گسترش فضای مجازی و رسانه‌های دیجیتال استفاده از نشانه‌های تصویری که شامل هر ۳ نوع تصویرگونه، نمایه‌ای و نمادین می‌شوند گسترش بیشتری پیدا کرده است و این امر تا حدودی باعث تغییر پارادایمی در استفاده از زبان بشری شده و از ارزش ارتباطی آن کاسته است.

  • اسمایلی چهارهزار ساله!

تا مدتی پیش تصور می‌کردیم که ایموجی اسمایلی یا چهره خندان، فقط بعد از دوران به‌وجود آمدن اینترنت، مرسوم شده است. اما بررسی‌های بعدی نشان دادند که قدیمی‌ترین اسمایلی دنیا، ۴۰۰۰سال قدمت دارد و در ترکیه پیدا شده است.

اسمایلی را شخصی به نام هاروی بال به نام خودش ثبت کرده. او به‌عنوان یک قهرمان نبرد اوکیناوا، بعد از جنگ به‌عنوان هنرمند گرافیک مشغول به‌کار بود و در سال ۱۹۶۳، هنگامی که در شرکت بیمه ماساچوست کار می‌کرد، به‌عنوان قسمتی از کار برای ارتقای اخلاقیات کارکنان، به فکرش رسید که چنین چیز مختصر و مفیدی طراحی کند. این شرکت بیمه، این نشان را روی هزاران دکمه برای توزیع قرار داد. اما حالا دیگر متوجه شده‌ایم که نشان اسمایلی که هاروی ادعا می‌کرد خودش اختراع کرده، قدمتی بس کهن‌تر از چند دهه پیش دارد و مخترع ناشناسش روزی در ۴۰۰۰سال پیش، آن را روی یک کوزه سفالی ثبت کرده است.

باستان‌شناسانی از ایتالیا و ترکیه به رهبری نیکولو مارچتی موفق شده‌اند که در استان گازیانتپ این کشور کوزه‌هایی که روی آنها اسمایلی نقش بسته بود را بیابند. البته شاید خیلی هم مخترع آن گمنام نباشد چون باید توجه داشت باشید که در آن زمان «هیتی»ها در این منطقه اقامت داشتند. پس افتخار خلق اسمایلی‌ها به یک هیتی‌ می‌رسد.

منبع: همشهری آنلاین

لینک کوتاه این پست: http://www.rasyar.com/?p=17688

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *